محمد مهدى ملايرى

91

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مىدهد كه او را خارج از قلمرو معلوماتش نبايد در مسائلى كه نياز به تحقيقات تاريخى و زبان‌شناسى دارد صاحب‌نظرى مستقل به‌شمار آورد . ولى ديباچه نصر الله منشى و قدرت بيان او كه كليله و دمنه را جامه‌اى نو پوشانيد و گذشته‌هاى آن را به‌دست فراموشى سپرد مهر زبان پهلوى را بر تارك نسخه ايرانى پيش از اسلام اين كتاب آنچنان نقش بست كه حتى وقتى دانشمند فرانسوى سيلوستر دوساسى نخستين بار نسخهء عربى كليله و دمنه را در سال 1816 مسيحى در پاريس به چاپ مىرسانيد او هم با آنكه در متن كتابى كه چاپ مىكرد هيچ‌جا جز « الفارسيه » نمىيافت و آن را در متن كتاب براى رعايت امانت به‌همان صورت هم چاپ كرد « 1 » باز در مقدمه‌اى كه بر همين چاپ نوشت « الفارسيه » را « البهلويه » كرد و نوشت : « و كان ابن المقفع قد نقل هذا الكتاب الى لسان العرب من الترجمه البهلويه التى احدثها قبل الاسلام برزويه راس اطباء فارس » . « 2 » و طبيعى است كه در چاپهاى بىشمارى كه از اين كتاب چه در عربى و چه در فارسى به عمل آمده همين روش ادامه يابد يعنى با حفظ زبان فارسى در متن

--> - از غرر ثعالبى نقل كرده چه نام آن كتاب را در همين مورد برده . در نقل آن بىامانتى نشان داده چه ثعالبى آن توقيع را از زبان خسرو پرويز نقل كرده و گفته كه منصور عباسى هم به تقليد او اين توقيع را صادر كرده ولى نصر الله منشى نام خسرو پرويز را كه ظاهرا از مناقب منصور مىكاسته حذف كرده و آن را به نام منصور ثبت كرده . و همچنين اين قطعه معروف « لا توسعن على جندك فيستغنوا عنك . . . » را كه باز ثعالبى از خسرو پرويز نقل كرده و در ساير مآخذ عربى و اسلامى هم از زبان خسرو پرويز روايت شده و از شدت اشتهار در ادب عربى حكم مثل سائر را يافته نصر الله منشى آن را هم لابد براى تأكيد در مناقب منصور - از زبان منصور روايت كرده . ن . ك . غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم ، ص 689 و 690 ، و كليله و دمنه چاپ مينوى ، ص 23 . ( 1 ) . « . . . فامر الملك ( انوشروان ) وزيره بزرجمهر ان بحجث له عن رجل اديب عاقل من اهل مملكته بصير بلسان الفارسيه ما هر بكلام الهند و يكون بليغا باللسانين جميعا . . . فانا » ( بزرجمهر ) برجل اديب كامل العقل و الادب معروف بصناعه الطب ماهر بالفارسيه و الهنديه يقال له برزويه » . ( كليله و دمنه چاپ سيلوستر دوساسى ، ص 24 ) . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 2 .